تبليغاتX
هدیه گرافیک

هدیه گرافیک

احساستو میتونی تو هنر خلاصه کنی

با روانشناسی خط آشنا شویم

نظرتون با یک زنگ تفریح کوچیک و بدرد بخور چیه دوستان

این سری می خوام یک زنگ تفریح با هم داشته باشیم

مطالب امروز من هم حالت آموزشی هم تفریحی

پس به همراه هم این مطالب رو به دقت می خونیم

مطمئنا ضرر نمی کنید بهتون قول می دم

فقط یک خواهشی داشتم اونم اینه که نظر یادتون نره

چون با نظرهای شماست که من روحیه میگیرم و به کارم ادامه میدم

پس خوشحالم کنید و...

در بحث قبلی گفته بودم که با انواع خط می شود با روحیه افراد آشنا شد

بنابراین امروز من قست دارم معانی این خطهارا به شما بگویم

قبلا گفتم که چهار نوع خط وجود دارد بنابراین من خصوصیات این چهار نوع خط را برایتان میگویم

>>> روانشناسی خطها <<<

الف) خطوط عمودی »» این نوع خط در هنر تجسمی ممکن است به مفهوم ایستادگی>مظهر مقاومت واستحکام و یا صرفا رابطه ئ مناسبی را از نظر بصری وزیبایی شناسی با سایر خطوط و اشکال یک ترکیب به وجودمی آورد وحال به صورت کلی تر

گرم وپویا > خبر رسان > صداساز > مخاطب را تحت تاثیر قرار می دهد > جنجال بر انگیز > روحیه اجتماعی > توان خا لق العاده رفتار جمعی وتحریک به کار و فعالیت

این هم از خصوصیات خط عمودی

ب) خط افقی »» این خط در هنر های تجسمی ممکن است برای نشان دادن آرامش > سکون واعتدال باشد ویا صرفا رابطه ای مناسبی را از نظر بصری و زیبایی شناسی با سایر خطوط و عناصر یک ترکیب به نمایش بگذارد و حال به صورت کلی تر

وقار>افتنی و ذخیره > خاموش > غیر فعال > ساکن > رمز آمیز > آرمان گرای > با ذهن انسان ارتباط بر قرار می کند > توان مذهبی > پاک > غیر مادی > همیشه تک است > روحیه اجتماعی را تذهیب میکند > معیار عاطفی دارد

این هم از خصوصیت خط افقی

ج) خط مایل »» این خط در هنر های تجشمی ممکن است برای نشان دادن تحرک و پویای و خشونت و عدم سکون و ثبات اختیار شود با این که رابطه مناسبی را از نظر بصری با سایر عناصر یک ترکیب ایجاد کند

این هم از خصوصیت خط مایل

د) خط منحنی »» این خط در هنرهای تجسمی ممکن است برای نمایش حرکت سیال و مداوم و ملایمت و ملاطفت و پویای به کار گرفته شود با اینکه صرفا رابطه مناسبی را از نظر بصری با سایر خطوط و عناصر یک ترکیب ایجادمی کند

این هم از خصوصیت خط منحنی

خوب دوست عزیزم با اطلاعاتی که من در اختیارت قرار دادم

حال به راحتی می توانی هم به شخصیت خود پی ببری هم به شخصیت پنهان اطرافیانت که دوست داری بدانی چه گونه افرادی هستند

فقط کافیست با این مطالبی که من در اختیارتان قرار دادم کمی بیندیشید و این مفاهیم را به گونه ای بچینید که می خواهید به شخصیت کسی پی ببرید وگرنه این خصوصیات اگر راستش را بخواهید درهنرهای تجسمی کاربرد بیشتری دارد

که من قبلا به شما گفته بودم اگر مطالعه کرده با شید به صورت دقیق متوجه می شوید منظورم چیست

خوب حال می خواهم که راه حل راحتی در اختیارتان قرا دهم تا بتوانید بفهمید که .....

پس با من همراهی کنید این کار را

         1) ابتدا شخص مورد نظر خود را انتخاب کنید

         2) قلم و کاغذ به همراه خود بیاورید

         3)از طرف مقابل خود اجازه بگیرید که می خواهید با روحیاتش آشنا شوید

     4) بعد از او بخواهید که در یک صفحه کاغذ خطوطی را بکشد {{ البته بگوید  که شما تصویری مد نظرتان نیست }} فقط می خواهید از او خطوطی را به سلیقه اش بکشد

         5)بعد از انجام کار می توانید آن خطوط را به راحتی در مقابل این مطالب من قرار دهید و با شخصیتش آشنا شوید

 تذکر تذکر تذکر تذکر تذکر تذکر

الف ) هیچ گاه سعی نکنید که به این طریق از خصوصیات افراد با خبر شوید و از آن سوء استفاده کنید

ب) این را بدانید که به طور کامل نمی توانید با این کار به شخصیت درونی او پی ببرید چون حتی بهترین روانشناسان هم نتوانسته اند به شخصیت انسانها پی ببرند چه برسد به اینکه انسان بخواهد با چند خط به روحیات انسان پی ببرد

ج) راستی این را بگویم بعضی وقتها هم امکان دارد یعنی احتمال دارد یک انسان در فاصله یک روز اگر از او این امتحانی که گفتم را بگیرید ممکن است که از دو خط متفاوت استفاده کند دلیل آن هم بر می گردد به روحیه طرف که در آن حال چه وضعتی دارد

د)اگر شخص مورد نظرتون از خطهای متفاوتی در یک صفحه استفاده کرد اصلا نگران نباشید چون راه حل ساده ایی دارد و آن این است که به دقت به خطهای کشیده شده توجه کنید و حتما متوجه خواهید شد که یک خط خاصی را بیشتر از همه استفاده کرده است بنابراین حتما خط مورد علاقه اورا پیدا خواهید کرد

ترفند ترفند ترفند ترفند

اگه دوستت یک وقت نتونست که برایت این کاری که گفتی رو انجام بده حال به هر دلیلی که گفته....

تو میتونی فقط با داشتن دفتر یا کتابهای درسیش این کار را انجام بدهی

می دونی چه طوری؟...

بهتون می گم خیلی راحته

ببینید تا حالا شده شما در حال درس خواندن هستید وسط درس یکدفعه دست از درس خواندن بکشید و بدون اینکه متوجه بشویدبه دنیای دیگری میرویدوهمزمان در دفتر یا هر چیزی که در مقابلتان هست آن را خط خطی می کنید یا تصاویری را به صورت نا خدا گاه می کشیدخوب همه آدمها مثل همند تا حدودی پس اون دوستتونم متمعا این کارو کرده پس برید دنبال اون چیزی که گفتم

موفق باشی روانشناس کوچولو

این مطالبی که بالا گفتم هم حالت آموزشی داشت و هم یک زنگ تفریح مناسب برای اینکه علاقه مند بشید به هنر و گرافیک

امیدوارم توانسته باشم این کارار بخوبی انجام بدهم پس حتما با نظر هاتون به من بگید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 21:9  توسط هدیه solely  | 

آشنای با کلمات عناصر بصری

 

خوب امروز اومدم بحث قبلی رو ادامه بدم یادتون هست بحث قبلی در مورد آشنای با کلمات عناصر بصری بود وما گفتیم که این کلمات به چند بخش تقسیم می شود که من شما را با یک بخش آن آشنا کردم حال ادامه آن

قبل اینکه تعریفی از خط داشته باشم بهتردیدم که اول بدانیم اصلا خط چگونه به وجود آمد تا تعریفی از آن داشته باشیم

پیدایش خط

یکی از راههای ارتباط نگارش است و بشر نیز در صدد به وجود آوردن وسیله ای شد که بدان وسیله مقاصد خود را به دیگران بفهماند لذا به رسم خطوط و نشانه های روی دیوارهای غار محل سکونتش پرداخت و با این طریق به نقل داستانها وپیغامها پرداخت این علائم و نشانه ها باز گو کننده فکر و اندیشه بشر را در آن اوضاع می باشد و تصاویر و علائم که در غارهای مختلف جهان از آن زمان تا کنون به جای مانده روی سنگی به نام (( نبشته )) بوده

این سنگ آغاز پیدایش خط را نشان می دهد و البته قابل ذکر است که علائم و تصاویر هر قوم و گروه متفاوت است

به مرور زمان این تصاویر به صورت تصاویر اختصاری در آمد این تصاویر به همین صورت است که امروزه ما با بعضی از آنها در ارتباط هستیم مثل علائم جمع و تفریق و درجه و کمان و زاویه و غیره........

همانطور که گفتم غرض از ابداع خط و توسعه و نگارش ایجاد ارتباط بین گروههای مختلف بوده که به مرور زمان انسانهای اولیه برای نشان دادن مفهوم خود بر روی سنگها تصاویری را به یادگار گذاشتند که امروزه هنوز هم سالم مانده است

بهتر دیدم که شما هم بدانید که اولین کسانی که حروف الفبا را ابداع کردند چه کسانی بوده اند

فینیقی ها اولین کسانی بودند که حروف الفبا را ابداع کردندحروف الفبا برای اولین بار 23 حرف بوده است که به این نام ها بوده

آ- ب -ج -د -ه -و -ز -چ -ت -ای -ک -ل -م -ن -ص - او -پ - ش - ر - س - ط - است که این حروف همانند تصاویر شروع می شوند مثل>> تصویر یک شتر که به معنی و مفهوم شتر است

فینیقی ها به شتر جمیل می گفتند بنا بر این آنها برای اختصاری کردن کروف فقط اولین حرف را به کار می بردند یعنی ((ج )) می گذاشتند

تعریفی از خط

در زندگی روزمره و در طبیعت خط حضور چشمگیری دارد به تعبیری دیگر به طور روزمره با خط و جلوه های گوناگون آن زندگی می کنیم. در این زمینه می توانم مثال هایی متفاوت ذکر کنم

نقوش خطی روی لباس و روی فرش زیر پایمان ردیف صندلی ها در سالن امتحانات خطوط آجریهای چیده شده و در امتداد هم دیوارها و سیم ها و تیرهای برق و تنه درختان در کنار خیابان ها و سر انجام خطوطی که به ابعاد گوناگون توسط یک هنرمند طراح ترسیم می شودتا به مفهوم و معنا با شکلی خاص تجسم ببخشد .

بد نیست بدانید که

تعریفی که در هنرهای تجسمی دارند این است که خط عبارت است از حرکت یا شکل ممتد بصری خواه بدون ضخامت و به صورت مجرد و خواه با داشتن ضخامت و برجستگی مثل مرز های پیرامون یک سطح محل بر خورد دو سطح با دو زاویه مختلف مرز حاصل از تباین دو سطح رنگین یا با ترکیبی متفاوت و اثر حرکت مداد قلمو یا یک شی نوک تیز بر یک صفحه

امیدوارم با خط آشنا شده باشید حال می خواهم شما را با انواع خط آشنا کنم

درست است در اطراف ما خط وجود دارد و آن دارای انواع مختلف است که هر کدام از آنها معنای خاص خودش را دارد

آشنای با حالات خط

همانطور که خط در طبیعت به شکلهای متنوعی یافت می شود در هنر های تجسمی نیز متناسب با نیاز هنرمند در قالبهای متعددی تبیین می گردد که بهتر است آن ها را نام ببرم

قبل آن بهتر است این را بدانید که

خطوط تجسمی بر اساس جهت حرکت مداوم در یک مسیر کلی به چهار دسته اصلی تقسیم می شوند که عبارتند از

    الف) خطوط عمودی

     ب) خطوط افقی

      ج) خطوط مایل

      د) خطوط منحنی

روانشناسی انواع خطوط

تا حالا به این فکر افتاده اید که خط ها هم میتوانند مفهومی داشته باشند و تنها رنگ ها نیستند که می توانند شخصیت انسان را نشان دهند آیا فکر کرده بودید؟

اگر تا بحال این را نمی دانستید حال بدانید که می شود از حالات خطی که شما می کشید و یا علاقه ای به یکی ازاین 4 نوع خط داریدمی شودشما را شناخت و با روحیه شما آشنا شد 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 21:53  توسط هدیه solely  | 

آشنای با کلمات عناصر بصری

 

همانطور که قول داده بودم قرار است این دفعه شما را با کلمات عناصر بصری آشنا کنم

بهتر است این کلمات را ابتدا نام ببرم و بعد به ترتیب هر کدام را توضیح دهم

بنا براین اصلی ترین کلمه در عناصر بصری نقطه است

1) نقطه

2) خط

3) سطح

4) حجماینها کلمات عناصر بصری هستند

نقطه چیست

نقطه »» در هنر تجسمی وقتی از نقطه نام برده می شود. منظور چیزی است که دارای رنگ >تیرگی یا روشنی > اندازه و گاهی جرم می باشد و در عین حال ملوس و قابل دیدن است .

از این نظر در ظاهر تشابهی میان این مفهوم از نقطه باآنچه که در ریاضیات به نقطه گفته می شود وجود ندارد .زیرا در ریاضیات نقطه موضوعی ذهنی است که در فضا یا بر صفحه تصور می شود .بدون اینکه قابل دیدن و لمس شدن باشد

اما این مفهوم ذهنی وقتی بخواهد نشان داده شود با استفاده از یک ابزار اثر گذار مشخص می شود که در این صورت تبدیل به یک نقطه بصری خواهد شد مثل نشان دادن مرکز یک دایره یا محل تقاطع دو پاره خط یا وقتی بخواهیم خطی را بر صفحه ای ترسیم کنیم اولین تماس ابزار ما با صفحه یک نقطه خواهد بود.

در اطراف ما وقتی هر چیزی را از دور به آن بنگریم نقطه به نظر می آید حال می خواهم واضحتر بگویم

نقطه ای که ما در خیال خود تجسم می کنیم می تواند به وسیله یک ابزار اثر گذار به وجود آید.مثل اثر یک مداد یا یک قلم مو یا فشار وضربه چیزی سخت به روی یک سطح یا مثل یک لکه روشن بر سطح تیره و با لعکس.

نقطه تجسمی ممکن است به وسیله جسمی که دارای حجم نسبتا کوچکی است در فضا شکل بگیرد و یا بخش فرو رفته یا برجسته یک اثر حجمی باشد بنا براین نقطه در زبان هنر تجسمی چیزی است کاملا ملموس و بصری که بخشی ار اثر تجسمی را تشکیل می دهد ودارای شکل واندازه نسبی است.

نقطه تجسمی نه تنها در آثار هنر مندان دیده می شود بلکه در طبیت و محیط پیرامون ما نیز قابل تشخیص است ستاره های روشن یا لکه ای از سفیدای ماه در پهنه آسمان تیره شب یک تک درخت در پهنه دشتی وسیع جای پاهایی که بر ساحل شنی کنار دریا بر جای می ماند یک پرنده و یا یک لکه ای بر آسمان می توانند به عنوان نقاط تجسمی در طبیت تصور شوند.

با این مثالهایی که برایتان زدم میتوانید درک کنید که

نقطه های تجسمی شکل خاصی ندارند واندازۀ آنها نسبی است.به عنوان مثال وقتی دور به یک تک درخت در دشت نگاه می کنیم به صورت یک نقطه تجسمی دیده می شود اما وقتی به آن نزدیک می شویم یک حجم بزرگ می بینیم که از نقاط متعدد و خطوط هایی شکل گرفته است. بنابراین محدودخ فضا یا یک سطح که همان کادر است نقش تعیین کننده ای در تشخیص دادن نقطه تجسمی و معنا پیدا کردن آن دارد.

به نظرم دیگر با نقطه آشنا شده اید بهتر دیدم که شما را با موقعیت های مختلف نقطه اشنا کنم

ببینید همانطور که از اسم آن پیداست وقتی نقطه به طور مثال در یک کادر قرار بگیرد مفهوم مشخصی دارد بگذارید ساده تر بیان کنم

آیا می دانید نقطه در کادر چه معنایی دارد

وقتی نقطه در کادری قرار بگیرد به طور مثال نقطه ای را در بالای یک کادر قرار دهیم و باز همان نقطه را در جهت دیگر قرار دهیم و اگر زبان هنر های تجسمی را به خوبی درک کرده باشیم میتوانیم بسادگی مفهوم قرار گرفتن آن را متوجه شویم وبفهمیم قصد هنرمند از قرار دادن آن در این کادر و در این قسمت چه بوده است

وفتی یک نقطه روابط محدود وساده ای با فضای اطراف خود دارد و به همان نسبت تمرکز مخاطب را به خود جلب می کند .اما چنانچه نقاط بصری متعددی در یک کادر وجود داشته باشند بر اساس روابطی که از نظر شکل »اندازه » تیرگی »روشنی »رنگ » بافت » دوری ونزدیکی با یکدیگر دارند تاثیرات بصری متفاوتی به وجود خواهد آورد.

گاهی ممکن است که نقطه به عنوان کوچکترین بخش تصویر تلقی شود. در این صورت در اثر تراکم نقطه های تیره » تیرگی حاصل میشود ودر اثر پراکندگی » روشنی دیده شود

برخی از هنرمندان نقاش از این خصوصیت برای ایجاد سایه روشن در طراحی استفاده می کنند ویا در نقاشی های خود رنگ های خالص را به صورت نقطه نقطه در کنار هم قرار می دهند تا از تلفیق آنها در چشم بیننده رنگ های ترکیبی دیده می شود.

این خصوصیت در صفحه تلویزیون هم وجود دارد می توانید این بار به دقت به صفحه تلویزیون خود بنگرید تا بهتر منظور مرا درک کنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 12:37  توسط هدیه solely  | 

تعریف مبانی هنرهای تجسمی

 

 

آشنای با هنر های تجسمی

 

ابتدا بهتر است بدانیم که مبانی چیست؟ تا درک درستی در رابطه با هنر های تجسمی داشته باشیم

مبانی یعنی >> مبنای هر چیزی. بنابراین ما می خواهیم بدانیم که مبنای هنر های تجسمی چیست؟

ببینید بهتر است واضحتر بگویم

برای اینکه زبان نوشتاری را بهتر درک کنیم باید قواعدی را که در آن وجود دارد بشناسیم و آن را بیاموزیم مثل حروف الفبای خودمان که با آموختن آن می توانیم بخوانیم و بنویسیم

 شما هم با این حرف من موافق هستید پس......

برای اینکه زبان هنر های تجسمی را درک کنیم هم باید با قواعد آن آشنا شویم

می خواهم باز هم واضحتر بگویم

ساختن و فهمیدن آثار هنر های تجسمی موضوع اصلی مبانی است انسان به وسیله ارتباط با همنوعان خود رابطه بر قرار می کند بنابر این این ارتباط وصل می شود به زبان و این زبان ارتباط بسیار مهمی است که انسان با آن می تواند ارتباط برقرار کند البته اگر انسان طرز بیان خوبی هم داشته باشد باز هم اگر خود را در جامعه ای که به زبان او صحبت نمی کنند قرار دهد باعث می شود که نتواند بیان خود را به طور کامل بیان کند بنابر این نیاز دارد تا بتواند به روش دیگر آنچه که می خواهد به دیگران بفهماند واین چیزی است که هر کسی از عهده آن بر نمی آید جز اینکه مبانی هنر های تجسمی  را خوب درک کرده باشد و آن را به خوبی به کار بگیرد یک نکته قابل ذکر است و آن این است  که زبان تصویر یا همان عناصر هنر تجسمی بسیار پیچیده است.

عموما هنر های تجسمی به هنر های گفته می شود که قابلیت تجسم و شکل پذیری دارند و مستقیما به وسیله حس بصری قابل درک است به طور کلی می توان گفت همه هنرهایی که به صورت بصری ارائه یا دیده می شوند و با تصویر سروکار دارند اصول و مبانی مشترکی دارند که ((مبانی هنرهای تجسمی)) یا ((مبانی هنر های بصری )) نامیده می شوند. بنابراین در رابطه با  الفبای تجسم یا تصویر کردن آنرا توضیحی کوچک خواهم داد.

 

حال می خواهم شما را با این الفبای هنرهای تجسمی آشنا کنم

 

عناصر و نیروهای بصری

 

درست حدس زدید الفبای هنرهای تجسمی (عناصر و نیروهای بصری)  نام دارد

 

       عناصر و نیروهای بصری در هنرهای تجسمی به دو بخش کلی تقسیم می شوند:

 

1)     بخشی که با آنها به طور فیزیکی و مملوس سرو کار داریم و همان عناصر بصری محسوب می شوند. مثل >> خط » سطح » رنگ » شکل » بافت » اندازه » تیرگی و روشنی  .

 

2) بخش دیگر کیفیات خاص بصری هستند که بیشتر حاصل تجربه و ممارست هنرمند در بکار بردن عناصر بصری می باشد . مثل >> تعادل » تناسب » هماهنگی » کنتراست که به نیروهای بصری یک اثر تجسمی استحکام می بخشند .

 

بطور کلی عناصر ونیروهای بصری در طبیعت و محیط پیرامون ما موجود هستند و هنرمند از آنها به طور مستقیم استفاده می کند و یا با الهام گرفتن از طبیعت و با استفاده از ابزار و مواد گوناگون این عناصر و نیروها را به وجود می آورد . تنوع ابزار و مواد گوناگونی که امروز هنر مندان در اختیار دارند بسیار زیاد است . از انواع ابزارهای اثر گذار گرفته تا سطوح مختلف و رنگ های متنوع با ویژگی های کمی و کیفی و گسترده ومصنوعات و حلال های گوناگون .

 

قبل از اینکه بخواهم در مورد این عناصری که نام بردم توضیح دهم بهتر دیدم ابتدا با مبحث  خوب دیدن آشنا شوید

 

چگونه می ببینیم ؟

 

انسان به وسیله توانایی های جسمی و روحی خود با جهان ارتباط بر قرار می کند از میان توانایی های مختلف حس بینایی انسان را قادر می سازد تا جهان پیرامون خود را ببیند و با آنچه در آن میگذرد ارتباط برقرار کند.

چشم ها عضوی از بدن هستند که عمل دیدن به وسیله ی آنها انجام می شود. شرط دیدن اشیاء و پدیده ها توسط عضو بینای (چشم) وجود نور است وبدون وجود نور انسان قادر به دیدن نیست . بنابراین عمل دیدن ارتباطی است که انسان در شرایط مساعد نوری از طریق عضو بینایی با جهان بر قرار می کند.

 

برای دیدن غیر از چشم  و نور مساعد عوامل دیگری نیز موثر و لازم می باشد که عبارتند از :

 

1)     وجود اشیاء که نور پس از برخورد با آنها به چشم منعکس می شود

2)     انتقال علائم و پیام های بصری از طریق چشم به مغز توسط اعصاب بینایی

پیام های بصری شامل اطلاعاتی در باره خصوصیات ظاهری اشیاء از قبیل نوع >> رنگ » میزان » تیرگی –روشنی  » اندازه و جنسیت آنها می باشد.

 

در یک معنای کلی عمل دیدن واکنشی طبیعی و خود به خود است که عضو بینایی در مقابل انعکاس نور از خود نشان می دهد در حالی که انسان عمل نگاه کردن را به طور ارادی و برای مقصودی خاص انجام می دهد.

در عمل دیدن انسان بطور طبیعی رنگ »شکل » جهت » بافت » بعد » و حرکت اشیاءرا به وسیله پیام های بصری دریافت می کند .در حالی که در نگاه کردن علاوه بر دیدن اشیاء به روابط و تناسبات میان آنها دقت می کند

بنابراین می توان گفت نگاه کردن یک رویداد ارادی است و نوعی جست و جو بصری محسوب می شود. در حالی که دیدن واکنش طبیعی عضو بینایی به نور است که در شرایط مساعد به طور خود به خودی انجام می گیرد.

 

خوب  امیدوارم توانسته باشم  مبانی هنرهای تجسمی را به صورت واضحتر برایتان بیان نمایم

راستی قول داده بودم که بگویم نام الفبای هنرهای تجسمی چیست و این کار را هم انجام دادم  .........عناصر بصری »»»»»درست است این نام الفبای مبانی است

من برای عناصر بصری که نام آنها  > خط » سطح » و غیره است یک نام گذاشته ام من نام آنهارا گذاشته ام کلمات مبانی هنر های تجسمی  که این  را اگر اجازه بدهید می خواهم در مبحث بعدی برایتان توضیح بدهم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 18:26  توسط هدیه solely  | 

اینم از بیوگرافی خودم

 

سلام

حالا که  تصمیم گرفتم دیگه بعد از این به صورت جدی به کارم ادامه بدم

بهتر دیدم قبلش با من آشنا بشید تا منم بتونم راحتر کارم رو انجام بدم

پس........

1364/6/25اسمم هدیه هست متولد>>

 فوق دیپلم رشته گرافیک

 ودرحال حاضربرای گرفتن مدرک کارشناسی درس می خوانم

من در شهر شاهی بزرگ شدم توی یکی از خیابونهای این شهر کوچک که خیلی هم اونو دوستش دارم

حالا می خوام که با خصوصیاتم آشنا بشید

من

یک دختر ساده ام که  

عاشق سکوت و تنهایه

توی دنیا هر چیز زیبایی که تک و منحصر به فرد باشرو دوست دارم

از اون دسته آدمهایی هستم که خیلی زود یک رابطه دوستانه خوب با دیگران بر قرارمی کنم

                          اونهایی که حالا تو هر زمینه ای کمکم کردن هیچ وقت کمکشون رو بی جواب نگذاشتم                              به قول برو بچه های خودمون که می گن>>(( با مرامم)) البته اونها لطف دارن

                        خوب دیگه فکر کنم تا همینجا بس باشه آخه اگه بیشتر بدونید

و

اینم شعر مورد علاقه من:

 بنده عشقم واز هر دو جهان آزادم

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 15:46  توسط هدیه solely  | 

ُُEffact

 

 

اینم یک نمونه از کار خودم

این کارو با برنامه ای به نام ..........نه نه بهتر بگذارم خودتون حدس بزنید اینطوری می تونید خودتون رو محک بزنید که در این زمینه که چقدر با برنامه های گرافیکی آشنا هستید پس پیشنهاد می کنم که حدس خودتون رو در قسمت نظر خواهی بگید منم خوشحال می شوم بدونم

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 14:10  توسط هدیه solely  |